10 Recent postings:
| Chit Chat | What u think in this moment? | Dec 10, 2011 - 10:43 AM | zari |
| Chit Chat | Salaam???? | Dec 10, 2011 - 10:40 AM | zari |
| Jokes | Jokes | Dec 07, 2011 - 09:57 PM | shakila |
| PoEtrY & aRt | Dari poems | Nov 14, 2011 - 12:44 PM | itminan299 |
| Chit Chat | Ellan Gom shoda | Aug 29, 2011 - 05:29 PM | rooney |
| PoEtrY & aRt | Sher Jangi ya Moshaera | Aug 27, 2011 - 06:36 PM | shakila |
| Food and Recipes | Who is good in cooking | Aug 03, 2011 - 04:10 PM | maihan90 |
| MuSiC issues | Music Box Mp3 | Jul 17, 2011 - 10:19 AM | qashang |
| PoEtrY & aRt | Shortread ( Chistaan ) | Mar 31, 2011 - 11:26 PM | rooney |
| Afghanak Announcements | Site Update | Feb 26, 2011 - 12:45 PM | prety |
این دنیای مسخره
یک داستان کوتاه ازاکرم عثمان

چند سال است که با یوشیه مرد شصت و هشت سالهء ایرانی ـ آشوری، آشنا استم او به دلیلی که خود میداند زن نگرفته و یک سرو دو گوش تنهای تنها زندگی میکند.
وجه مشترک من با او همزبانی، سرگردانی و بیکاریست. هردو از کیسهً دولت خدادادِ! سویدن نان میخوریم و نیم نان و نیم نفس را غنیمت میدانیم.
قرارگاه ملاقات ما در گرما و سرما فرق میکند. بهارها همدیگر را زیر درختها می بینیم و زمستانها در تالار ورودی بازارک پررونق منطقهء ما که هوای گرم و نرمی دارد و ما درمانده ها را با پیشانیباز اجازهً خوش نشینی، تجدید دیدار و ملاقات با یکدیگر میدهد.
روزی به قصد خرید از آنجا میگذشتم که چشمم به یوشیه افتاد. عاصی و کفری ایستاده بود تا مرا دید صدا زد: محمد آغا، نگاه کن از آن پدر سوخته ها هیچکدام نیامده اند!